به گزارش وطن شهر و به نقل از اعتماد آنلاین، بر اساس آخرین گزارش شرکت مدیریت منابع آب ایران، سال آبی جاری (از مهر ۱۴۰۴ تا تیر ماه ۱۴۰۵) با بارشهای نسبتا مناسبی همراه بوده که منجر به بهبود محسوس ذخایر سدها شده است. در مجموع ۴۴ میلیارد و ۵۷۰ میلیون مترمکعب آب وارد سدهای کشور شده که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۸۰ درصد رشد داشته است .
به گزارش اعتماد، حجم کل آب موجود در مخازن سدها در تاریخ ۶ تیرماه به ۳۳ میلیارد و ۹۱۰ میلیون مترمکعب رسیده که نشاندهنده پرشدگی ۶۵ درصدی ظرفیت کل سدهاست. این رقم در مقایسه با ۲۴ میلیارد و ۸۵۰ میلیون مترمکعب در تیرماه ۱۴۰۴، ۳۶ درصد افزایش داشته است . با این حال، ۳۵ درصد از ظرفیت مخازن سدها همچنان خالی باقی مانده و برخی سدهای کلیدی در شرایط بحرانی قرار دارند . سد امیرکبیر با ۹۰ درصد پرشدگی، بهترین وضعیت را در سالهای اخیر تجربه کرده است، اما سد لار با تنها ۹ درصد پرشدگی و سد ماملو با ۱۵ درصد همچنان در شرایط هشداردهنده قرار دارند. کارشناسان این حوزه بر این باورند؛ برای عبور از بحران پایدار آب، نیاز به مدیریت مصرف، اصلاح الگوی کشت و برنامهریزی بلندمدت است؛ در غیر این صورت، با نخستین سال خشک، دوباره به شرایط بحرانی بازخواهیم گشت.
تنش آبی تمام نشده
رضا حاجیکریم، رییس هیاتمدیره فدراسیون صنعت آب ایران و عضو کمیسیون خدمات فنی، مهندسی و احداث اتاق بازرگانی ایران معتقد است؛ بحران آب در ایران بیش از آنکه ریشه در کاهش بارندگی داشته باشد، حاصل سالها مدیریت نادرست منابع آبی، تمرکز نامتوازن جمعیت و نبود حکمرانی کارآمد است. او میگوید: اگرچه کشور با تنش آبی جدی روبهرو است، اما هنوز فرصت برای اصلاح وجود دارد و با تغییر الگوی توسعه، اصلاح ساختار مدیریت آب، کاهش هدررفت منابع و مشارکت دادن ذینفعان میتوان از تشدید بحران جلوگیری کرد. به گفته او، برخی کارشناسان برای حل بحران آب در تهران، انتقال پایتخت یا جابهجایی جمعیت را مطرح کردهاند که این موضوع بدون فراهم شدن زیرساختهای لازم، نه تنها مساله کمآبی را حل نمیکند، بلکه میتواند مشکلات تازهای نیز ایجاد کند. رییس فدراسیون صنعت آب ایران با اشاره به هشدارهای مطرح شده درباره احتمال جیرهبندی آب و انتقال بخشی از جمعیت از تهران اظهار میکند: پیش از هر تصمیمی باید ظرفیت طبیعی سرزمین مورد توجه قرار گیرد. بخش عمده جمعیت کشور در محدوده فلات مرکزی ایران زندگی میکنند؛ منطقهای که کلانشهرهایی مانند تهران، اصفهان، شیراز، کرج و مشهد را در برمیگیرد و با محدودیت شدید منابع آب مواجه است، این در حالی است که ۶۵ درصد جمعیت کشور در این مناطق ساکن هستند. او توضیح میدهد: سرانه دسترسی به آب در این منطقه حدود ۴۶۰ مترمکعب برای هر نفر در سال است، در حالی که شاخص پذیرفته شده جهانی برای دستیابی به شرایط پایدار حدود ۱۷۰۰ مترمکعب در سال است. از سوی دیگر، این منطقه با کسری قابل توجه منابع آبی روبهرو است و همین مساله نشان میدهد ادامه تمرکز جمعیت، فشار بیشتری بر منابع محدود آب وارد میکند. حاجیکریم میگوید: در فلات مرکزی ۱۵ میلیارد مترمکعب کسری منابع داریم و ۱۵ میلیون نفر جمعیت مازاد بر بارگذاری و زمانی که موضوع انتقال پایتخت مطرح میشود اصولا در هیچ جای اقلیم این شرایط وجود ندارد که بیمحابا بخواهیم بارگذاری جمعیت داشته باشیم، هر چند ۳۰ درصد ذخایر آب کشور در خوزستان است، اما امروز شرایط زیستی در خوزستان را شاهد هستیم و نمیتوان جمعیت را به این منطقه منتقل کرد. حاجیکریم تاکید میکند: انتقال پایتخت یا انتقال جمعیت زمانی معنا پیدا میکند که مقصد نیز از ظرفیت کافی برای تامین آب، خدمات و زیرساختهای لازم برخوردار باشد؛ در غیر این صورت، بحران تنها از نقطهای به نقطه دیگر منتقل میشود. رییس فدراسیون صنعت آب ایران فرونشست زمین را یکی از مهمترین پیامدهای برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی میداند و میگوید: این پدیده امروز به یکی از جدیترین تهدیدهای زیستمحیطی کشور تبدیل شده است. در حالی که میزان طبیعی فرونشست در بسیاری از نقاط جهان چهار میلیمتر است، اما در برخی مناطق اطراف تهران این رقم به بیش از ۳۰ سانتیمتر در سال هم میرسد؛ موضوعی که خسارتهای گستردهای به ساختمانها، راهها، خطوط ریلی، تاسیسات زیربنایی و اراضی کشاورزی وارد میکند و ترمیم آن به سادگی اتفاق نمیافتد. به گفته وی، احیای سفرههای آب زیرزمینی فرآیندی زمانبر است و حتی اگر برداشتهای بیرویه متوقف شود، بازگشت شرایط به وضعیت اولیه به سالهای طولانی نیاز دارد. تنها در مشهد که در گذشته یک میلیون و نهصد و پنجاه هزار نفر جمعیت داشت و امروز جمعیت آن به شش میلیون نفر رسیده چهار هزار حلقه چاه حفر شده است که نشان میدهد که به استقبال فرونشست رفتهایم. حاجیکریم درباره افزایش قیمت آب نیز معتقد است؛ این اقدام به تنهایی نمیتواند الگوی مصرف را اصلاح کند. مدیریت مصرف زمانی موفق خواهد بود که همزمان آموزش عمومی، فرهنگسازی، کاهش هدررفت شبکههای انتقال، استفاده از تجهیزات کاهنده مصرف و توسعه سامانههای بازچرخانی آب نیز در دستور کار قرار گیرد. او تاکید میکند: هنوز در بسیاری از پروژههای ساختمانی بزرگ، الزامی برای استفاده از سامانههای بازیافت و استفاده مجدد از آب وجود ندارد و این خلأ نشان میدهد مدیریت مصرف تنها با ابزارهای اقتصادی محقق نمیشود. رییس فدراسیون صنعت آب ایران با اشاره به تغییرات اقلیمی اظهار میکند: کاهش بارندگیها واقعیتی انکارناپذیر است، اما این موضوع به معنای ناتوانی کشور در تامین نیازهای آبی آینده نیست. او توضیح میدهد: اگر ساختار حکمرانی آب اصلاح شود، بهرهوری افزایش پیدا کند و مصرف منابع در چارچوب ظرفیتهای طبیعی مدیریت شود، ایران همچنان توان تامین نیازهای آبی نسلهای آینده را خواهد داشت. وضعیت ایران با برخی کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس تفاوت اساسی دارد، زیرا منابع آب تجدیدپذیر کشور همچنان ظرفیت قابل توجهی دارند و مشکل اصلی، شیوه بهرهبرداری از این منابع است. این کارشناس حوزه آب درباره توسعه طرحهای شیرینسازی آب دریا نیز معتقد است؛ این فناوری نمیتواند به عنوان راهکار اصلی مدیریت بحران آب معرفی شود. ظرفیت طرحهای شیرینسازی در مقایسه با حجم مصرف آب کشور بسیار محدود است و هزینه انتقال آب شیرین شده به مناطق دور از ساحل، استفاده گسترده از این روش را از نظر اقتصادی با چالش روبهرو میکند. به اعتقاد وی، این فناوری بیشتر برای شهرها و صنایع مستقر در نوار ساحلی کاربرد دارد و نمیتواند جایگزین مدیریت صحیح منابع آب در مناطق مرکزی کشور شود. حاجیکریم با اشاره به مصرف بخش عمده منابع آب در کشاورزی اظهار میکند: اصلاح الگوی کشت تنها با صدور بخشنامه و دستور امکانپذیر نیست، کشاورزان باید در فرآیند تصمیمگیری مشارکت داشته باشند و سیاستهای حمایتی نیز به گونهای طراحی شود که اجرای الگوی کشت برای آنها صرفه اقتصادی داشته باشد. به گفته وی، توسعه سامانههای نوین آبیاری نیز به دلیل ساختار خردهمالکی اراضی کشاورزی و کمبود منابع مالی با کندی پیش میرود. بسیاری از کشاورزان توان سرمایهگذاری برای اجرای این سامانهها را ندارند و بدون حمایت مالی، انتظار فراگیر شدن این روشها واقعبینانه نیست. رییس فدراسیون صنعت آب ایران تاکید میکند: آینده منابع آبی کشور بیش از هر موضوعی به کیفیت تصمیمگیریها وابسته است. ادامه روند کنونی، فرونشست زمین، کاهش منابع آب زیرزمینی، تشدید تنشهای آبی و تهدید امنیت غذایی را به دنبال خواهد داشت. حاجیکریم میگوید: اصلاح حکمرانی آب، توزیع متوازن جمعیت، افزایش بهرهوری در کشاورزی، کاهش هدررفت شبکههای انتقال، استفاده از فناوریهای نوین و مشارکت دادن همه ذینفعان در تصمیمگیری، مجموعه اقداماتی هستند که میتوانند کشور را در مسیر مدیریت پایدار منابع آب قرار دهند و از عمیقتر شدن بحران در سالهای آینده جلوگیری کنند.
در میانه بحران
حامد پورسپاهی، کارشناس ارشد گروه آب و محیط زیست مرکز ملی مطالعات راهبردی کشاورزی و آب اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران معتقد است؛ افزایش ذخایر برخی سدهای کشور نباید به عنوان نشانه عبور از بحران آب تلقی شود. بخش عمده این افزایش ناشی از بارندگیهای مقطعی در برخی حوضههای آبریز است و مناطق مرکزی ایران همچنان با کاهش شدید منابع آبی و افت ذخایر سدها روبهرو هستند. پورسپاهی در گفتوگو با «اعتماد» تاکید میکند: بحران آب در ایران تنها به کاهش بارندگی محدود نمیشود، بلکه نتیجه دههها مدیریت ناپایدار منابع آب، برداشت بیرویه از سفرههای زیرزمینی، توسعه نامتوازن جمعیت، تمرکز بیش از حد در کلانشهرها و نبود هماهنگی میان دستگاههای اجرایی است. او هشدار میدهد: اگر سیاستهای فعلی اصلاح نشود، امنیت غذایی، توسعه اقتصادی و حتی سکونت در برخی مناطق کشور با تهدیدهای جدی مواجه خواهد شد. حامد پورسپاهی در گفتوگو با «اعتماد» اظهار میکند: افزایش حدود ۳۶ درصدی ذخایر سدهای کشور نسبت به سال گذشته، نباید این تصور را ایجاد کند که بحران آب پایان یافته است. به گفته او، سال گذشته یکی از خشکترین سالهای آبی کشور محسوب میشود و مقایسه وضعیت امسال با آن، تصویر دقیقی از شرایط منابع آب ارایه نمیدهد. او توضیح میدهد: زمانی که از بحران آب سخن گفته میشود، منظور شرایطی است که هنوز امکان مدیریت آن وجود دارد، اما استفاده از واژه «ورشکستگی آبی» این تصور را ایجاد میکند که دیگر هیچ راه بازگشتی وجود ندارد. از نگاه او، وضعیت کنونی همچنان قابل مدیریت است، اما نباید افزایش مقطعی بارندگیها را به منزله بهبود پایدار تلقی کرد. پورسپاهی میگوید: بخش عمده افزایش ذخایر سدها در استانهای جنوبی و غربی کشور مانند هرمزگان، جنوب سیستان و بلوچستان و برخی حوضههای مرزی رخ میدهد، در حالی که استانهای مرکزی از جمله تهران، اصفهان، یزد و کرمان همچنان با کاهش منابع آب روبهرو هستند، بنابراین میانگین کشوری نمیتواند وضعیت واقعی همه مناطق را نشان دهد. این کارشناس آب اتاق بازرگانی ایران درباره وضعیت سدهای تامینکننده آب تهران نیز معتقد است؛ تمرکز بر پرشدگی یک سد، تصویر کاملی از شرایط پایتخت ارایه نمیدهد. او میگوید: از سالهای گذشته سیاست انتقال آب از حوضههای مختلف برای تامین نیاز تهران دنبال شده و اکنون چندین سد وظیفه تامین آب این کلانشهر را برعهده دارند، حتی در سال گذشته نیز خطوط جدید انتقال آب به بهرهبرداری میرسد تا کمبودها جبران شود. به اعتقاد پورسپاهی، ادامه این روند پایدار نیست، زیرا هر سال با افزایش جمعیت تهران، نیاز آبی نیز بیشتر میشود و مسوولان دوباره به فکر انتقال آب از حوضهای دیگر میافتند؛ گویی منابع آبی کشور نامحدود است و تا زمانی که تمرکز جمعیت در تهران کنترل نشود، مشکل تامین آب این شهر نیز ادامه خواهد داشت. پورسپاهی تصریح میکند: بارندگیهای امسال تاثیر محسوسی بر جبران این کسری نمیگذارد، زیرا افزایش بارش عمدتا در مناطقی رخ میدهد که سهم کمتری در برداشت از آبخوانهای بحرانی دارند. او توضیح میدهد: استانهایی مانند فارس، تهران، قزوین و خراسان رضوی که بخش مهمی از تولیدات کشاورزی کشور را برعهده دارند، همچنان با افت شدید سطح آبهای زیرزمینی مواجه هستند. به گفته وی، ادامه این روند امنیت غذایی کشور را با تهدید جدی روبهرو میکند، زیرا کاهش منابع آب زیرزمینی مستقیما بر تولید گندم، محصولات باغی، صیفیجات و بسیاری از محصولات اساسی اثر میگذارد. این کارشناس حوزه آب تاکید میکند: برداشت بیرویه از سفرههای زیرزمینی تنها به کاهش منابع آب محدود نمیشود، بلکه پدیده فرونشست زمین را نیز تشدید میکند. ایران اکنون از نظر گستره و شدت فرونشست در میان کشورهای جهان شرایط بسیار نگرانکنندهای دارد. این پدیده علاوه بر زمینهای کشاورزی، زیرساختهایی مانند خطوط راهآهن، جادهها، ساختمانها و حتی فرودگاهها را نیز تهدید میکند. پورسپاهی هشدار میدهد: اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، خسارتهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از فرونشست به مراتب سنگینتر از هزینههای مدیریت صحیح منابع آب خواهد بود. این کارشناس آب اتاق بازرگانی ایران درباره مصرف بیش از ۹۰ درصدی آب در بخش کشاورزی به «اعتماد» میگوید: مهمترین مشکل، نبود هماهنگی میان سیاستهای وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی است، چراکه از یک سو وزارت نیرو موظف است مصرف آب را کاهش دهد و از سوی دیگر وزارت جهاد کشاورزی مکلف به افزایش تولید و تحقق خودکفایی در محصولات اساسی است. تحقق این اهداف بدون مصرف بیشتر آب امکانپذیر نیست و همین مساله موجب میشود دو دستگاه در مسیرهای متفاوت حرکت کنند. به اعتقاد پورسپاهی، تا زمانی که این تعارض در سیاستگذاری برطرف نشود، اصلاح الگوی کشت نیز به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. پورسپاهی درباره توسعه سامانههای نوین آبیاری نیز معتقد است؛ این روشها اگرچه راندمان مصرف آب را در واحد سطح افزایش میدهند، اما الزاما موجب کاهش مصرف کل آب کشور نمیشوند. در بسیاری از موارد، کشاورزان پس از اجرای سامانههای نوین، سطح زیر کشت خود را افزایش میدهند و در نتیجه میزان کل برداشت آب تغییر محسوسی نمیکند. به گفته وی، اجرای روشهای نوین آبیاری زمانی اثربخش خواهد بود که همزمان سهمیه برداشت آب و پروانههای بهرهبرداری نیز اصلاح شود تا صرفهجویی واقعی در مصرف آب اتفاق بیفتد. پورسپاهی در بخش دیگری از سخنان خود به ارتباط سیاستهای جمعیتی و بحران آب اشاره میکند و میگوید: افزایش جمعیت بدون توجه به ظرفیت اکولوژیک کشور، فشار بیشتری بر منابع آب وارد میکند. البته مساله تنها تعداد جمعیت نیست، بلکه محل استقرار جمعیت نیز اهمیت دارد. به گفته او، تمرکز میلیونها نفر در شهرهایی مانند تهران، اصفهان، مشهد، یزد و کرمان که با محدودیت شدید منابع آب روبهرو هستند، یکی از مهمترین عوامل تشدید بحران آب است. وی معتقد است؛ سیاستهای توسعهای باید بر پایه آمایش سرزمین تدوین شود تا جمعیت و فعالیتهای اقتصادی متناسب با ظرفیت منابع طبیعی هر منطقه توزیع شوند. او تاکید میکند: مشکل اصلی کشور کمبود بارندگی نیست، بلکه شیوه مدیریت منابع آب است، ادامه برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، توسعه نامتوازن کشاورزی، انتقال گسترده آب بین حوضهای و تمرکز جمعیت در مناطق کمآب، کشور را با چالشهای بزرگتری روبهرو میکند. پورسپاهی معتقد است؛ تنها با اصلاح حکمرانی آب، هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، بازنگری در الگوی توسعه، مدیریت مصرف و حفاظت از آبخوانها میتوان از تشدید بحران جلوگیری کرد؛ در غیر این صورت، تهدیدهایی مانند فرونشست زمین، کاهش امنیت غذایی و کمبود آب در سالهای آینده گستردهتر خواهد شد.
ندا جعفری










