مهدی خداپرست- کارشناس حوزه شهری نوشت: بحرانها همیشه یک کارکرد ناخواسته اما حیاتی دارند: آنها عیار واقعی ساختارهای مدیریتی را در ترازوی نقد میگذارند. در این روزهای حساس که کلانشهرهای ما با چالشهای پیچیده و فشارهای ناشی از تحرکات خصمانهی دشمنان روبرو هستند، به وضوح میبینیم که دیگر نمیتوان شهر را بهطورصرف با بخشنامههای صلب اداری یا رویکردهای سنتی اداره کرد. واقعیت این است که در میانه یک تهدید بزرگ، «شهر» از یک کالبد فیزیکی و مجموعهای از خیابانها، به یک «سازهی روانی» تغییر ماهیت میدهد. در چنین شرایطی، هر لرزشی در خدمات شهری، مستقیماً امنیت خاطر و سرمایهی اجتماعی نظام را هدف میگیرد.
از دریچهی علوم ارتباطات، در زمانهی اضطرار، آنچه بیش از تخریب زیرساختها نگرانکننده است، فرسایش «امید» و «معنای زندگی» در ذهن شهروندان است. وقتی صدای آژیرها یا سایهی تهدید بر محلهها سنگینی میکند، مردم به دنبال یک «تکیهگاه تخصصی» میگردند؛ نهادی که فراتر از کلام، با زبان «اطمینان و تخصص» با آنها سخن بگوید. اینجاست که مدیریت شهری باید از قامتِ یک مجریِ سادهی خدمات، به یک «قرارگاه هوشمند تابآوری» بدل شود.
من بر این باورم که رمز عبور از این تلاطمها، بازگشت به «حافظهی زندهی سازمانی» است. بحران، زمان مناسبی برای آزمون و خطای سیاسی نیست. شهر در لحظات سرنوشتساز، به مدیرانی تکیه میکند که نقشهی پنهان زیرساختها را میشناسند و نبض رفتارهای اجتماعی را در دست دارند. اگر مدیریت بحران را صرفاً در خرید تجهیزات لجستیکی ببینیم، نیمی از توان خود را نادیده گرفتهایم. نبرد واقعی، مدیریت «ادراک عمومی» و حفظ وحدت و انسجام جامعه در برابر تکانههای بیرونی است. پایداری ملی، از پایداری شهرها آغاز میشود.
آنچه در ماههای اخیر و در میانه این شرایط جنگی شاهد بودیم، گواهی بر قدرت تخصص در کشور بود. بدنه کارشناسی و تخصصی مدیریت شهری، علیرغم تمام محدودیتها و فشارها، با ایثاری خاموش توانست پایداری شهر را حفظ کند و بخشی جداییناپذیر از جریان ایستادگیِ ملی باشد. این حضور مقتدرانه نشان داد که تخصصگرایی، نه یک ژست مدیریتی، بلکه آخرین سنگر دفاعی ما برای صیانت از حیات شهری است.
اما نباید به این کارنامهی درخشان اکتفا کرد. هوشمندی در مدیریت ایجاب میکند که این توانمندی اثباتشده، با ابزارهای نوین و نگاهی راهبردیتر تجهیز شود. تقویت ساختار تخصصی کشور و عبور به ترازِ نوینی از «حکمرانی تابآور»، یک ضرورت ملی است که فردا برای آن دیر خواهد بود. ما برای پیروزی، بیش از هر چیز به انسجام تخصصها و ایمان به توان بدنه کارشناسی خود نیاز داریم.










