• امروز : یکشنبه - ۲۸ تیر - ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 19 July - 2026
از «خانه اتحادیه» تا «بیلبوردهای مناسبتی»

آیا سازمان زیباسازی تهران از مأموریت اصلی خود فاصله گرفته است؟

  • کد خبر : 38018
آیا سازمان زیباسازی تهران از مأموریت اصلی خود فاصله گرفته است؟
تهران را می‌توان از روی بیلبوردهایش خواند. کافی است در بزرگراه‌های اصلی شهر حرکت کنید؛ از همت تا حکیم، از مدرس تا چمران و از نواب تا آزادگان. پیام‌های مناسبتی، اکران‌های فرهنگی، تبلیغات محیطی و دیوارنگاره‌های بزرگ، بخش قابل توجهی از منظر شهری را شکل داده‌اند.

به گزارش وطن شهر، اختصاصی/ در سال‌های اخیر، سازمان زیباسازی شهر تهران بیش از هر زمان دیگری در معرض دید شهروندان بوده است؛ سازمانی که نامش با بیلبوردها، نورپردازی‌ها و اکران‌های مناسبتی گره خورده است.  اما اگر کمی عقب‌تر برویم، تصویر دیگری از همین سازمان به یاد می‌آید؛ نهادی که روزگاری پروژه‌هایی مانند مرمت خانه اتحادیه، احیای خانه نیما یوشیج، ساماندهی بناهای ارزشمند تاریخی، نصب آثار حجمی ماندگار و حمایت از هنر شهری را در دستور کار داشت. پروژه‌هایی که هدف آنها تنها زیباسازی ظاهری شهر نبود، بلکه تلاش می‌کردند بخشی از حافظه تاریخی تهران را حفظ کنند.

امروز این پرسش مطرح است که آیا سازمان زیباسازی همچنان همان مأموریت را دنبال می‌کند یا به مرور زمان نقش آن به مدیریت تبلیغات محیطی و اجرای کمپین‌های مناسبتی محدود شده است؟

بررسی عملکرد یک‌سال گذشته سازمان نشان می‌دهد حجم فعالیت‌های اجرایی نه تنها کاهش نیافته، بلکه در برخی حوزه‌ها افزایش نیز داشته است. ده‌ها پروژه نورپردازی، اکران‌های مناسبتی، طراحی دیوارنگاره، نصب المان‌های فصلی و کمپین‌های فرهنگی در سطح شهر اجرا شده‌اند. اما همزمان، سهم پروژه‌هایی که بتوانند در بلندمدت کیفیت فضای عمومی را ارتقا دهند یا بخشی از هویت تاریخی تهران را احیا کنند، کمتر از گذشته به نظر می‌رسد.

این تغییر رویکرد، تنها برداشت برخی کارشناسان نیست؛ بلکه در سخنان شماری از اعضای شورای اسلامی شهر تهران نیز بازتاب یافته است. هرچند نقدها بیشتر متوجه شفافیت مالی، نحوه بهره‌برداری از املاک تاریخی یا اولویت‌های سازمان بوده، اما در مجموع تصویری از نهادی را ترسیم می‌کند که میان دو مأموریت متفاوت قرار گرفته است؛ از یک سو مدیریت تبلیغات محیطی و از سوی دیگر حفظ هویت بصری و تاریخی شهر.

زیباسازی؛ فراتر از نصب بیلبورد

در ادبیات مدیریت شهری، «زیباسازی» مفهومی فراتر از نصب المان‌های شهری یا ساماندهی تابلوهای تبلیغاتی است. سازمان‌های مشابه در بسیاری از شهرهای جهان، علاوه بر مدیریت تبلیغات، مسئولیت‌هایی مانند توسعه هنر عمومی، حفاظت از منظر شهری، احیای بناهای تاریخی، طراحی فضاهای عمومی و ارتقای کیفیت تجربه شهروندان از محیط شهری را نیز بر عهده دارند.

تهران نیز زمانی چنین تجربه‌ای را پشت سر گذاشت. مرمت خانه اتحادیه، احیای خانه نیما، ساماندهی برخی عمارت‌های تاریخی و اجرای پروژه‌های هنری دائمی، بخشی از کارنامه‌ای بود که سازمان زیباسازی را از یک نهاد صرفاً خدماتی متمایز می‌کرد.

اما مرور اخبار و گزارش‌های رسمی یک سال گذشته نشان می‌دهد اولویت سازمان به سمت پروژه‌هایی حرکت کرده که عمدتاً عمر کوتاهی دارند؛ از اکران‌های مناسبتی گرفته تا سازه‌های موقت، نورآرایی‌های فصلی و کمپین‌های محیطی. این پروژه‌ها اگرچه در مقاطع زمانی مشخص به شهر جلوه‌ای تازه می‌بخشند، اما پس از پایان مناسبت‌ها جمع‌آوری یا جایگزین می‌شوند و اثر ماندگاری بر سیمای تهران باقی نمی‌گذارند.

وقتی حافظه شهر به حاشیه می‌رود

شاید مهم‌ترین تغییر، در حوزه‌ای رخ داده که کمتر در گزارش‌های رسمی به آن اشاره می‌شود؛ یعنی حفاظت از خانه‌های تاریخی.

خانه اتحادیه، که بسیاری آن را با سریال «دایی جان ناپلئون» به یاد می‌آورند، سال‌ها در معرض تخریب و فرسودگی بود تا اینکه شهرداری تهران با محوریت سازمان زیباسازی وارد فرآیند تملک، مرمت و احیای آن شد. این پروژه یکی از نمونه‌های موفق مداخله مدیریت شهری در حفظ میراث معماری تهران به شمار می‌رفت؛ الگویی که بعدها در خانه نیما یوشیج نیز دنبال شد.

احمد محیط طباطبایی، رئیس کمیته ملی موزه‌های ایران (ایکوم)، در گفت‌وگوهای مختلف درباره خانه‌های تاریخی تهران تأکید کرده است که حفاظت از این بناها تنها حفظ یک ساختمان نیست، بلکه صیانت از حافظه جمعی شهر است. به گفته او، «وقتی خانه‌های تاریخی از میان می‌روند، بخشی از هویت و روایت شهر نیز از بین می‌رود.»

با این حال، در یک سال گذشته پروژه شاخصی از سوی سازمان زیباسازی در حوزه مرمت یا بهره‌برداری از خانه‌های تاریخی معرفی نشده است. در مقابل، تمرکز اخبار رسمی سازمان بر اکران‌های مناسبتی، نورپردازی‌ها و تبلیغات محیطی بوده است؛ تغییری که برای بسیاری از متخصصان شهرسازی، نشانه جابه‌جایی اولویت‌هاست.

این جابه‌جایی البته به معنای بی‌اهمیت بودن تبلیغات محیطی نیست. مدیریت بیلبوردها و ساماندهی منظر تبلیغاتی نیز بخشی از وظایف قانونی سازمان است. اما پرسش اصلی آن است که آیا این وظیفه، به مأموریت غالب سازمان تبدیل شده و سایر مسئولیت‌های آن را به حاشیه رانده است؟

خانه‌های تاریخی؛ سرمایه‌هایی که آرام‌آرام از قاب شهر خارج می‌شوند

وقتی زیباسازی از مرمت فاصله می‌گیرد

تهران، برخلاف بسیاری از پایتخت‌های تاریخی جهان، هنوز نتوانسته رابطه‌ای پایدار میان توسعه شهری و حفاظت از میراث معماری خود ایجاد کند. در میان برج‌ها، بزرگراه‌ها و ساخت‌وسازهای گسترده، خانه‌های قدیمی شهر مانند جزیره‌هایی کوچک از گذشته باقی مانده‌اند؛ بناهایی که هرکدام بخشی از تاریخ اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تهران را روایت می‌کنند.

در این میان، سازمان زیباسازی شهر تهران در مقاطعی نقش متفاوتی نسبت به بسیاری از مجموعه‌های شهرداری ایفا کرده است. این سازمان تنها به اصلاح نمای شهری یا مدیریت سازه‌های تبلیغاتی نپرداخت، بلکه وارد حوزه‌ای شد که کمتر نهاد شهری حاضر به سرمایه‌گذاری در آن بود: احیا و بازگرداندن خانه‌های تاریخی به چرخه زندگی شهری.

نمونه شاخص این رویکرد، خانه اتحادیه بود؛ عمارتی متعلق به دوره قاجار که پس از سال‌ها بی‌توجهی، خطر تخریب آن را تهدید می‌کرد. شهرداری تهران با محوریت سازمان زیباسازی این بنا را تملک، مرمت و برای فعالیت فرهنگی آماده کرد. این پروژه از نگاه بسیاری از کارشناسان، نمونه‌ای از آن بود که چگونه یک بنای تاریخی می‌تواند از یک ساختمان متروک به یک فضای عمومی زنده تبدیل شود.

خانه نیما یوشیج نیز نمونه دیگری از همین نگاه بود؛ خانه‌ای که به واسطه ارتباطش با یکی از مهم‌ترین چهره‌های ادبی معاصر ایران، ارزش فرهنگی فراتر از کالبد معماری داشت. احیای این بنا نشان می‌داد که نگاه به شهر تنها محدود به خیابان‌ها و نماها نیست و خاطره افراد، رویدادها و زندگی اجتماعی نیز بخشی از هویت شهری محسوب می‌شود.

اما منتقدان معتقدند این مسیر در سال‌های اخیر تداوم گذشته را نداشته است.

میراث شهری؛ وظیفه‌ای فراتر از مرمت

کارشناسان حوزه میراث شهری بارها تأکید کرده‌اند که حفاظت از خانه‌های تاریخی نباید صرفاً یک اقدام عمرانی تلقی شود. این بناها اگر با برنامه مشخص مرمت و بهره‌برداری شوند، می‌توانند به مراکز فرهنگی، گردشگری، آموزشی و اجتماعی تبدیل شوند و حتی به رونق اقتصادی محله‌های قدیمی کمک کنند.

احمد محیط طباطبایی، رئیس کمیته ملی موزه‌های ایران (ایکوم)، در سخنان مختلف خود درباره میراث شهری تهران تأکید کرده است که شهر بدون حافظه تاریخی، هویت خود را از دست می‌دهد. از نگاه او، بناهای تاریخی فقط ساختمان نیستند؛ آنها حامل روایت زندگی مردم یک شهرند.

این نگاه، یکی از مبانی انتقاد به عملکرد اخیر سازمان زیباسازی است. منتقدان می‌پرسند سازمانی که توانسته بود در گذشته در پروژه‌هایی مانند خانه اتحادیه نقش‌آفرینی کند، چرا امروز سهم کمتری در نجات و احیای بناهای ارزشمند تهران دارد؟

هنر شهری؛ از دیوارنگاره تا هویت محله

انتقادها تنها به خانه‌های تاریخی محدود نیست. حوزه هنر شهری نیز یکی از بخش‌هایی است که کارشناسان نسبت به آن دغدغه دارند.

تهران در سال‌های گذشته شاهد پروژه‌هایی مانند دیوارنگاره‌ها، مجسمه‌های شهری و آثار حجمی بوده است؛ اما مسئله اصلی، از نگاه منتقدان، نسبت میان تعداد پروژه‌ها و کیفیت آنهاست.

به باور برخی معماران و متخصصان طراحی شهری، هنر شهری زمانی موفق است که بخشی از زندگی روزمره شهروندان شود؛ اثری که مردم با آن ارتباط برقرار کنند، درباره آن گفت‌وگو کنند و احساس تعلق نسبت به آن داشته باشند.

در مقابل، بسیاری از پروژه‌های موقت، به دلیل وابستگی به مناسبت‌های خاص، فرصت شکل‌گیری چنین ارتباطی را پیدا نمی‌کنند.

یک استاد شهرسازی در گفت‌وگو با رسانه‌های حوزه شهری درباره وضعیت هنر عمومی تهران تأکید کرده بود که «شهر را نمی‌توان فقط با رنگ‌آمیزی و تزئین زیبا کرد؛ شهر زمانی زیبا می‌شود که شهروند در آن احساس تعلق کند.» این دیدگاه، به نوعی همان انتقادی است که درباره عملکرد سازمان زیباسازی مطرح می‌شود: فاصله گرفتن از مفهوم عمیق زیباسازی و نزدیک شدن به مفهوم تزئین شهری.

مسئله توزیع عدالت در زیباسازی

موضوع دیگری که در ارزیابی عملکرد سازمان مطرح می‌شود، نحوه توزیع پروژه‌ها میان مناطق مختلف تهران است.

بخش زیادی از پروژه‌های شاخص زیباسازی معمولاً در محورهای اصلی، مناطق مرکزی یا شمالی شهر اجرا می‌شوند؛ مناطقی که به‌طور طبیعی بیشتر در معرض دید عمومی، گردشگری و رسانه‌ای قرار دارند.

اما در سوی دیگر، بسیاری از محله‌های جنوبی تهران همچنان با مشکلاتی مانند فرسودگی مبلمان شهری، کمبود فضاهای فرهنگی، ضعف نورپردازی و نبود آثار هنری شهری مواجه‌اند.

منتقدان معتقدند زیباسازی نباید تنها به نقاطی محدود شود که بیشتر دیده می‌شوند؛ زیرا هدف اصلی آن باید ارتقای کیفیت زندگی در همه مناطق شهر باشد.

پرسش اصلی؛ سازمان زیباسازی چه تصویری از تهران آینده دارد؟

مسئله اصلی درباره سازمان زیباسازی، تعداد پروژه‌های اجراشده نیست؛ بلکه تصویری است که این پروژه‌ها از آینده شهر ارائه می‌کنند.

آیا تهران آینده قرار است شهری باشد که با انبوه پیام‌های محیطی و تبلیغات مناسبتی شناخته شود، یا شهری که خانه‌های تاریخی، آثار هنری ماندگار و فضاهای عمومی باکیفیت، بخش اصلی هویت آن را تشکیل دهند؟

تجربه خانه اتحادیه و خانه نیما نشان داد که سازمان زیباسازی ظرفیت ایفای نقشی فراتر از مدیریت تبلیغات را دارد. اما کاهش حضور این سازمان در حوزه میراث شهری، این نگرانی را ایجاد کرده است که بخشی از آن تجربه در حال از دست رفتن باشد.

شورای شهر در برابر سازمان زیباسازی؛ پرسش‌هایی درباره پول، اولویت و مأموریت

وقتی بیلبوردها بیشتر از برنامه‌های ماندگار دیده می‌شوند

در ساختار مدیریت شهری تهران، سازمان زیباسازی یکی از مجموعه‌هایی است که همواره با دو چهره شناخته شده است؛ از یک سو سازمانی با درآمدهای قابل توجه از محل تبلیغات محیطی و سازه‌های شهری، و از سوی دیگر نهادی فرهنگی که انتظار می‌رود در حوزه هویت شهری، هنر عمومی و ارتقای کیفیت فضای زندگی شهروندان نقش‌آفرینی کند.

همین دوگانه، در سال‌های اخیر یکی از محورهای پرسش و نقد اعضای شورای اسلامی شهر تهران بوده است؛ اینکه آیا سازمان زیباسازی توانسته میان این دو مأموریت تعادل برقرار کند یا بخش درآمدزای فعالیت‌های آن، یعنی تبلیغات محیطی، بر مأموریت فرهنگی و هویتی آن سایه انداخته است؟

شفافیت؛ نخستین مطالبه شورا

یکی از موضوعاتی که در اظهارنظرهای اعضای شورای شهر درباره سازمان زیباسازی مطرح شده، مسئله شفافیت مالی و نحوه مدیریت درآمدهای تبلیغات محیطی است.

سازمان زیباسازی به واسطه در اختیار داشتن بخش مهمی از فضای تبلیغاتی شهر، یکی از مجموعه‌های دارای ظرفیت درآمدی در شهرداری تهران محسوب می‌شود. بیلبوردها، سازه‌های تبلیغاتی، تابلوهای شهری و فضاهای تجاری محیطی، منابع مالی قابل توجهی ایجاد می‌کنند.

اما منتقدان در شورا معتقدند این ظرفیت مالی باید با نظارت و گزارش‌دهی دقیق‌تری همراه باشد.

ناصر امانی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر تهران، از جمله اعضایی است که بارها بر ضرورت شفافیت در عملکرد مالی شهرداری و سازمان‌های تابعه تأکید کرده است. محور انتقاد او این است که شورا باید تصویر دقیق‌تری از قراردادها، درآمدها و نحوه هزینه‌کرد منابع مجموعه‌هایی مانند سازمان زیباسازی داشته باشد.

از نگاه منتقدان، مسئله تنها میزان درآمد نیست؛ بلکه این پرسش مطرح است که این درآمدها تا چه اندازه به پروژه‌هایی بازمی‌گردد که اثر عمومی و ماندگار برای شهر ایجاد می‌کنند.

آیا درآمد حاصل از تبلیغات محیطی باید عمدتاً صرف توسعه همان حوزه شود یا بخشی از آن باید به سمت هنر شهری، احیای بناهای تاریخی و ارتقای کیفیت فضاهای عمومی هدایت شود؟

نگرانی درباره تغییر مأموریت سازمان

بخش دیگری از انتقادها به تغییر تدریجی جایگاه سازمان بازمی‌گردد.

سازمان زیباسازی در تعریف اولیه خود نهادی برای بهبود سیمای شهر بود؛ اما در عمل، بخش قابل مشاهده فعالیت‌های آن در سال‌های اخیر بیشتر حول محور اکران‌های محیطی و تبلیغات مناسبتی شکل گرفته است.

مهدی اقراریان، رئیس کمیته نظارت شورای شهر تهران، از جمله اعضایی بوده که بر ضرورت توجه بیشتر به مأموریت‌های نظارتی و هویتی شهرداری تأکید کرده است. یکی از محورهای مطرح‌شده در نقدهای او و برخی دیگر از اعضای شورا، ضرورت حفظ کیفیت منظر شهری و جلوگیری از تقلیل نقش سازمان زیباسازی به یک مجموعه تبلیغاتی است.

منتقدان معتقدند تبلیغات محیطی بخشی از وظایف سازمان است، اما نباید به قیمت کم‌رنگ شدن هنر شهری، معماری، هویت محله‌ها و میراث تاریخی تمام شود.

بناهای تاریخی؛ موضوعی که شورا حساس است

موضوع حفاظت از بناهای تاریخی نیز در سال‌های اخیر مورد توجه اعضای شورای شهر قرار گرفته است.

مهدی پیرهادی، رئیس کمیسیون سلامت، محیط‌زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران، درباره موضوع عمارت تاریخی عین‌الدوله نسبت به نحوه بهره‌برداری و حفظ شأن این بنای ارزشمند تذکر داده و خواستار توجه بیشتر مدیریت شهری به صیانت از اماکن تاریخی شده است.

این تذکر نشان‌دهنده یک دغدغه گسترده‌تر در مدیریت شهری است: اینکه بناهای تاریخی تحت اختیار شهرداری چگونه باید مدیریت شوند تا از یک سو حفظ شوند و از سوی دیگر به فضاهای زنده شهری تبدیل شوند.

این دغدغه، با عملکرد گذشته سازمان زیباسازی در پروژه‌هایی مانند خانه اتحادیه و خانه نیما ارتباط مستقیمی پیدا می‌کند؛ پروژه‌هایی که نشان داده بودند شهرداری می‌تواند در حوزه میراث شهری نقش فعال‌تری داشته باشد.

حسابرسی و عملکرد مالی

موضوع حسابرسی سازمان‌های شهرداری نیز یکی دیگر از ابزارهای نظارتی شورای شهر است.

اعضای شورا در دوره‌های مختلف بر ضرورت بررسی دقیق عملکرد مالی سازمان‌ها تأکید کرده‌اند؛ چراکه سازمان‌هایی مانند زیباسازی، علاوه بر بودجه عمومی، از محل فعالیت‌های اقتصادی و تبلیغاتی نیز درآمد دارند.

از نگاه کارشناسان مدیریت شهری، شفافیت مالی زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که یک سازمان همزمان مأموریت فرهنگی و اقتصادی داشته باشد؛ زیرا در چنین شرایطی باید مشخص باشد اولویت هزینه‌کرد منابع چیست.

مسئله‌ای فراتر از اختلاف نظر؛ مدل اداره شهر

در نهایت، اختلاف نظر درباره سازمان زیباسازی فقط درباره چند بیلبورد یا چند پروژه نیست؛ بلکه به یک پرسش بزرگ‌تر درباره مدل اداره شهر تهران بازمی‌گردد.

آیا زیباسازی یعنی پاکیزگی بصری، رنگ‌آمیزی، نورپردازی و تبلیغات؟

یا اینکه زیباسازی مفهومی گسترده‌تر دارد و باید شامل حفظ حافظه تاریخی، تولید هنر عمومی، ایجاد حس تعلق و ارتقای کیفیت تجربه شهروندان از شهر باشد؟

منتقدان می‌گویند پاسخ به این پرسش، مسیر آینده سازمان را تعیین می‌کند.

اگر سازمان زیباسازی صرفاً به عنوان متولی تبلیغات محیطی دیده شود، طبیعتاً موفقیت آن با تعداد اکران‌ها و درآمدهای تبلیغاتی سنجیده خواهد شد. اما اگر مأموریت آن ارتقای کیفیت زندگی شهری تعریف شود، شاخص‌های دیگری مانند رضایت شهروندان، تعداد پروژه‌های ماندگار، احیای بناهای تاریخی و توسعه هنر عمومی اهمیت پیدا خواهد کرد.

پرسشی بی‌پاسخ

اکنون مهم‌ترین پرسش پیش روی سازمان زیباسازی این است:

تهران قرار است در سال‌های آینده با چه چیزی شناخته شود؟

با تعداد بیلبوردهایی که در خیابان‌هایش نصب شده، یا با خانه‌ها، میدان‌ها، آثار هنری و فضاهایی که بخشی از خاطره جمعی شهروندان شده‌اند؟

پاسخ به این پرسش، شاید مهم‌تر از تعداد پروژه‌های اجراشده در یک سال باشد.

بازگشت به مأموریت اصلی؛ آیا زیباسازی تهران نیازمند بازتعریف است؟

از مدیریت تصویر شهر تا ساختن هویت شهری

در پایان یک سال فعالیت سازمان زیباسازی شهر تهران، شاید مهم‌ترین پرسش این نباشد که چند پروژه اجرا شده یا چند سازه تبلیغاتی ساماندهی شده است؛ پرسش اصلی این است که این اقدامات تا چه اندازه توانسته‌اند کیفیت زندگی شهری را تغییر دهند.

زیباسازی شهر، برخلاف تصور عمومی، صرفاً مسئله «زیباتر کردن ظاهر شهر» نیست. در نگاه جدید مدیریت شهری، کیفیت فضای عمومی، احساس تعلق شهروندان، حفظ حافظه تاریخی، دسترسی برابر مناطق مختلف به امکانات فرهنگی و امکان حضور هنر در زندگی روزمره، بخشی از مفهوم زیباسازی محسوب می‌شود.

از این منظر، عملکرد سازمان زیباسازی در سال‌های اخیر با یک چالش اساسی روبه‌رو است: چگونه میان مأموریت اقتصادی، تبلیغاتی و فرهنگی خود تعادل برقرار کند؟

ضرورت بازگشت به پروژه‌های ماندگار

یکی از مهم‌ترین نقدهای مطرح‌شده درباره مسیر فعلی سازمان، کاهش سهم پروژه‌های ماندگار است.

پروژه‌هایی مانند خانه اتحادیه یا خانه نیما یوشیج نشان دادند که مداخله مدیریت شهری در حوزه میراث می‌تواند فراتر از مرمت یک ساختمان باشد. این پروژه‌ها توانستند یک بنای تاریخی را دوباره وارد زندگی شهری کنند و به نقطه‌ای برای فعالیت فرهنگی تبدیل شوند.

کارشناسان معتقدند تهران همچنان ظرفیت‌های زیادی برای چنین پروژه‌هایی دارد؛ از خانه‌های تاریخی محله‌های قدیمی گرفته تا بناهای ارزشمند دوره معاصر. اما این ظرفیت زمانی بالفعل می‌شود که نگاه مدیریت شهری از پروژه‌های کوتاه‌مدت فاصله بگیرد و سرمایه‌گذاری فرهنگی را به عنوان یک سرمایه‌گذاری بلندمدت ببیند.

هنر شهری؛ نه تزئین، بلکه گفت‌وگو با شهروند

یکی دیگر از مسیرهایی که می‌تواند سازمان زیباسازی را به مأموریت اصلی خود نزدیک‌تر کند، بازنگری در سیاست هنر شهری است.

اثر هنری در شهر زمانی موفق است که صرفاً یک عنصر تزئینی نباشد؛ بلکه بتواند با شهروند ارتباط برقرار کند، درباره یک موضوع اجتماعی گفت‌وگو ایجاد کند و بخشی از هویت یک مکان شود.

تهران به عنوان یکی از بزرگ‌ترین شهرهای خاورمیانه، هنوز با کمبود آثار هنری عمومی ماندگار مواجه است. بسیاری از شهرهای جهان، بخش مهمی از هویت خود را از طریق مجسمه‌ها، میدان‌ها، پروژه‌های هنری تعاملی و فضاهای عمومی به دست آورده‌اند؛ اما در تهران بخش زیادی از فعالیت‌های شهری همچنان کوتاه‌مدت و مناسبتی باقی مانده است.

بازنگری در فرآیند انتخاب آثار، ایجاد فرصت بیشتر برای هنرمندان مستقل، استفاده از ایده‌های نو و توجه به هنرهای معاصر می‌تواند بخشی از این فاصله را جبران کند.

عدالت فضایی؛ زیبایی فقط برای خیابان‌های اصلی نیست

یکی دیگر از موضوعاتی که در آینده سازمان اهمیت دارد، مسئله عدالت فضایی است.

زیبایی و کیفیت محیط شهری نباید امتیازی محدود به مناطق برخوردار باشد. شهروندی که در جنوب، شرق یا غرب تهران زندگی می‌کند نیز به همان اندازه شهروند مناطق مرکزی و شمالی، حق دارد در محله‌ای با فضای عمومی باکیفیت، مبلمان مناسب، آثار فرهنگی و محیطی قابل زندگی حضور داشته باشد.

اگر سازمان زیباسازی بخواهد نقش واقعی خود را ایفا کند، باید پروژه‌های خود را نه براساس میزان دیده‌شدن رسانه‌ای، بلکه براساس نیازهای شهری توزیع کند.

محله‌هایی که کمتر در معرض توجه قرار دارند، شاید بیش از مناطق برخوردار به مداخله‌های زیباسازی نیاز داشته باشند.

شفافیت؛ شرط اعتماد عمومی

یکی از محورهایی که در سخنان اعضای شورای شهر نیز مورد توجه قرار گرفته، ضرورت شفافیت در عملکرد سازمان است.

سازمانی که از یک سو با درآمدهای تبلیغات محیطی سروکار دارد و از سوی دیگر وظایف فرهنگی و اجتماعی بر عهده گرفته است، نیازمند گزارش‌دهی دقیق‌تر است.

انتشار عمومی اطلاعاتی مانند:

  • درآمدهای حاصل از تبلیغات محیطی؛
  • هزینه اجرای پروژه‌ها؛
  • میزان بودجه اختصاص‌یافته به هنر شهری؛
  • تعداد پروژه‌های مرمت و احیای بناهای تاریخی؛
  • شاخص‌های ارزیابی رضایت شهروندان؛

می‌تواند به افزایش اعتماد عمومی و امکان ارزیابی دقیق‌تر عملکرد سازمان کمک کند.

پاسخ سازمان؛ ضرورت گفت‌وگو

البته ارزیابی منصفانه عملکرد سازمان زیباسازی بدون شنیدن دیدگاه مدیران این مجموعه کامل نیست.

مدیران سازمان همواره تأکید کرده‌اند که تبلیغات محیطی، نورپردازی و پروژه‌های مناسبتی بخشی از نیازهای شهروندان و وظایف مدیریت شهری است و تهران به عنوان یک کلان‌شهر نیازمند ساماندهی مداوم منظر شهری است.

از این منظر، مسئله اصلی نفی این فعالیت‌ها نیست؛ بلکه بحث بر سر میزان سهم آنها در مقایسه با پروژه‌های ماندگار شهری است.

به بیان دیگر، مسئله این نیست که شهر نباید بیلبورد یا نورپردازی داشته باشد؛ مسئله این است که آیا در کنار این اقدامات، به همان اندازه برای ساختن هویت شهری و حفظ سرمایه‌های تاریخی نیز برنامه وجود دارد؟

جمع‌بندی؛ تهران به چیزی بیش از یک تصویر نیاز دارد

سازمان زیباسازی شهر تهران در یک سال گذشته سازمانی فعال بوده است؛ پروژه‌های متعددی اجرا کرده، فضای شهری را در مناسبت‌های مختلف تغییر داده و حضور پررنگی در منظر روزمره شهروندان داشته است.

اما چالش اصلی، نه میزان فعالیت، بلکه جهت این فعالیت‌هاست.

تهران شهری با بیش از یک قرن تجربه پایتختی است؛ شهری که محله‌های قدیمی، خانه‌های تاریخی، خاطرات فرهنگی و تنوع اجتماعی آن بخش مهمی از هویت آن را شکل داده‌اند.

اگر زیباسازی تنها به تغییر ظاهر شهر محدود شود، بخش مهمی از مأموریت خود را از دست خواهد داد. اما اگر زیباسازی به معنای ساختن رابطه میان شهروند و شهر تعریف شود، آن‌گاه مرمت یک خانه تاریخی، ساخت یک اثر هنری ماندگار، بهبود یک میدان محلی یا احیای یک فضای عمومی، به اندازه یک پروژه بزرگ شهری اهمیت پیدا خواهد کرد.

شاید مهم‌ترین مطالبه از سازمان زیباسازی در سال‌های آینده همین باشد.

لینک کوتاه : https://vatanshahr.ir/?p=38018
     

    برچسب‌ها

    ثبت دیدگاه

    قوانین ارسال دیدگاه
    • دیدگاه‌های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در سایت منتشر خواهد شد.
    • پیام‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام‌هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.