فرزاد صدری نوشت: در روزگاری که حالِ هیچکس خوب نیست،در روزهایی که جامعهای خسته، عزادار، ناامید و فرسوده زیر فشار اقتصاد و سیاست نفس میکشد،طبیعی است که هر حرفی از شهر، شورا، شهرداری یا آینده، حساس و حتی آزاردهنده به نظر برسد.
فرزاد صدری نوشت: در روزهایی که نبضِ جامعه، زخمی و مضطرب میزد و زمزمههای اعتراض، بلندای آسمانِ شهر را پر کرده بود، دغدغه اصلی مردانِ تصمیم، باید عبور از طوفان و التیامِ زخمها میبود؛ دغدغهای که پیوندِ ملی و انسجامِ درونی را طلب میکرد. در این میان، آنچه از برخی نمایندگانِ فارس به گوش رسید، سایهای بود از نگاههایی که بیش از افقِ کلان، بر آینهی انتخاباتِ پیش رو و بازیهای کوچکِ جناحی خیره مانده بودند.