به گزارش وطن شهر، برخی گمان میکنند توجه به امور شهر، در این شرایط، نوعی بیاعتنایی یا حتی خیانت به خون جوانانی است که کشته شدند؛ چه آنان که موافق بودند و چه آنان که منتقد.این احساس قابل فهم است؛ درد اگر عمیق باشد، همهچیز را مشکوک میکند.اما بیخیال شدنِ شهر، احترام به آن درد نیست.شهر فقط یک ساختار اداری نیست.شهر، خانهی همان مردمی است که سوگوارند. خیابانهایش مسیر رفتوآمد همان مادران داغدار است،پارکهایش پناه همان جوانان خسته و کوچههایش حافظ خاطرات کسانی که دیگر نیستند.وقتی میگوییم «شهر برای مردم است»،یعنی حتی و شاید مخصوصاً در سختترین روزها،نباید آن را رها کرد،نباید به حال خود واگذاشت،نباید گذاشت فرسوده شود، زشت شود، ناامن شود یا به دست عدهای اندک بیفتد.رسیدگی به شهر،فراموش کردن رنج نیست؛ تلاش برای قابلتحملتر کردن زندگیِ رنجدیدههاست.ما نمیتوانیم با این فرض که «آینده حتماً تغییر میکند»،از امروز غافل شویم.آینده از دلِ امروز ساخته میشود، نه از خلأ و رهاشدگی.بیتوجهی به امروز،پشیمانیِ فرداست؛شهری که امروز به حال خود رها شود،فردا حتی اگر شرایط بهتر شود،دیگر توان ایستادن ندارد.هوای شهر را داشتن،یعنی هوای مردم را داشتن.یعنی نگذاریم خستگی و اندوه،به بیتفاوتی دائمی تبدیل شود.شهر اگر بماند،امید هم جایی برای ماندن خواهد داشت.
چرا نباید بیخیال شهر شد؟
- کد خبر : 36868
فرزاد صدری نوشت: در روزگاری که حالِ هیچکس خوب نیست،در روزهایی که جامعهای خسته، عزادار، ناامید و فرسوده زیر فشار اقتصاد و سیاست نفس میکشد،طبیعی است که هر حرفی از شهر، شورا، شهرداری یا آینده، حساس و حتی آزاردهنده به نظر برسد.
لینک کوتاه : https://vatanshahr.ir/?p=36868









